فیزیک جاذبهی صفر، گرانش صفر، بیوزنی، بیگرانشی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I felt weightless in zero gravity.
من در جاذبهی صفر احساس بیوزنی کردم.
Birds cannot fly in zero gravity.
پرندگان در جاذبهی صفر نمیتوانند پرواز کنند.
The astronaut ate food in zero gravity.
فضانورد در گرانش صفر غذا خورد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «zero gravity» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/zero gravity